زمینه و هدف:کانونهای ارزیابی بهعنوان رویکردی ساختاریافته و چندبعدی در مدیریت منابع انسانی نقش مهمی در استخدام و توسعه حرفهای دارند، اما اجرای آنها با چالشهای متعدد همراه است. این پژوهش با هدف بررسی تجارب زیسته ارزیابان حرفهای از چالشهای کانونهای ارزیابی استخدامی داوطلبان آموزگاری انجام شد تا با شناسایی موانع، زمینه ارتقای کارآمدی و روایی فرآیند گزینش فراهم شود. روششناسی:این مطالعه کیفی با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. جامعه پژوهش شامل ارزیابان حرفهای و مدیران کانونهای ارزیابی استخدامی آموزگاران بود. نمونهگیری هدفمند و بر اساس معیارهایی همچون گذراندن دورههای تخصصی ارزیابی و حداقل یک سال تجربه عملی انجام گرفت. دادهها از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با ۱۰ مشارکتکننده گردآوری و پس از اشباع دادهها متوقف شد. تحلیل دادهها با نرمافزار MAXQDA (نسخه ۲۰۲۴) و روش تحلیل مضمون کلایزی (۱۹۷۸) صورت گرفت. یافتهها:در تحلیل دادهها ۶۹ کد اولیه استخراج شد که پس از پالایش به ۵۸ مفهوم نهایی کاهش یافت. این مفاهیم در قالب ۲۵ زیرمضمون و ۵ مضمون اصلی سازماندهی شدند: چالشهای ساختاری کانون، چالشهای مرتبط با ارزیابان، چالشهای فرآیند اجرا، چالشهای تجزیهوتحلیل دادهها، و چالشهای سازمانی و مدیریتی. نتیجهگیری:نتایج نشان داد که بهکارگیری کانونهای ارزیابی در گزینش آموزگاران با موانع ساختاری، انسانی، اجرایی و مدیریتی مواجه است. بازنگری در طراحی کانونها، ارتقای صلاحیت ارزیابان، استانداردسازی اجرا و تحلیل دادهها و رفع کاستیهای مدیریتی میتواند روایی، کارآمدی و عدالت استخدامی را بهبود بخشد و به جذب نیروهای شایسته در نظام آموزشوپرورش کمک کند.