ارزیابی و رشد سرمایه‌های انسانی

ارزیابی و رشد سرمایه‌های انسانی

بازاندیشی درباره فراگرد تکراری و ملال‌آور طرح‌های آموزش مدیر در ایران

سخن سردبیر

نویسنده
استاد، گروه مدیریت دولتی و خط مشی گذاری، دانشکده مدیریت دولتی و علوم سازمانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
10.22034/jhcad.2025.254869
چکیده
تاریخ بیش از هفتاد ‌سال آموزش نوین مدیریت در ایران، گواهی است بر سرگذشتی پرهزینه، عبرت‌آموز و در عین حال تکراری و تراژیک. از میانه‌های دهه 1330 تا 1339 با تأسیس مؤسسه علوم اداری با اعتماد به سبک دانشگاه کالیفرنیای جنوبی (USC)، تا بالندگی دانشکده‌های علوم اداری و مدیریت بازرگانی، تأسیس مرکز آموزش مدیریت دولتی، واحدهای آموزش درون‌سازمانی سازمان امور اداری و استخدامی، مرکز آموزش مدیریت صنعتی و انواع شعبه‌ها و شاخه‌های مستقل و وابسته مدعی آموزش مدیریت در دوره‌های کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت و هجمه برگزاری دوره‌های مدرک‌محور و بدون مدرک MBA و DBA و انواع پودمان‌های آموزش ضمن خدمت، نظام اداری کشور، به سبک‌های گوناگون در حال "آموزش دادن" بوده است!
با این حال، شگفت‌انگیز است که پس از گذشت بیش از هفت دهه از ادعای آموزش مدیریت نوین، تأسیس زیرساخت‌های انباشت دانش و خیل گسترده و پرتعداد صدها هزار دانش‌آموخته مدیریت در مقاطع گوناگون، امروز بار دیگر با هیجان و پُرانگیزه، طرح‌ ضربتی "پرورش 100 یا 500 یا 1000 مدیر" در کانون توجه قرار می‌گیرد.
خاطرات را مرور کنیم: گویا صخره‌ای سنگین را با ناکارآمدی و مشقت فراوان از طریق آموزش‌های اداری به بالای کوه می‌بریم و با هر چرخش مدیریتی یا بروز بحران، دوباره از قعر دره شروع می‌کنیم! تا طرحی نو با لعابی جدید بر ادعاهای کهنه، بازپردازی شود؛ بی‌آنکه درباره این پرسش‌های مهم آسیب‌شناسی شود:
در گذشته چه عوامل و نقائصی سبب شده‌اند که آموزش‌های پیشین، اثربخش و کارآمد جلوه نکنند؟
این چرخه آزمون‌ها و خطاهای پرهزینه، تا چه زمانی ادامه دارد؟
کلیدواژه‌ها